تبليغاتX
Daisypath Anniversary Years Ticker یک عاشقانه ی ارام - خالی از حرف

یک عاشقانه ی ارام

زندگی دو نفره من و شوشو

هفته پیش بود که خیلی اتفاقی با شوشو داشتیم صحبت میکدیم که حرف کشید به توقعاتمون از زندگی و غیره و همه اطرافیانمون . به شوشو گفتم همه چیزو بیشتراز اونی که فکر میکردم فهمید منو . گفتم که یه جاهایی چه حرفایی اذیتم میکنه . اون با تعجب نگام میکرد . میگفت یعنی این حرف اینقدر ارزش داره و از این حرفا گفتم برای شما مردا یه چیزایی اصلا مهم نیست برعکس ما خانومااااااااااااااااا .

توی تیر عروسی داریم . عروسی دخی عمع شوشو . حالا موندم که ................ چیه ؟ نه بابا نمیخوام بگم چی بپوشم میخوام بگم کدومو بپوشم ؟

جمعه رفته بودیم خونه مادرشوشو اینا خواهرشوهری با شوشو دعواش شد . خیلی بده که این حرکت های زشت رو میکنه . بعدش کرده مثلا با شوشو . ولی با منم حرف نمیزد . من برخلاف همیشه که وقت دعوای اون و شوشو میرفتم باهاش صحبت میکردم ایندفعه نه رفتم پیشش و نه باهاش حرف زدم و نه به شوشو چیزی گفتم ! خودش باید میفهمید حرمت برادر بزرگتر رو نگه داره . با مادرشوهری و خواهرشوهری رفتیم 7 حوض همینجوری . شوشو مارو رسوند . دوباره دعواشون شد . توی راه هم من یه کلمه هم باهاش حرف نزدم . بعد که داشتیم برمیگشتیم خودش باهام اومده حرف میزنه . منم خیلی سرسنگین بودم . دیدم این روش خیلی بهتره . از این به بعد هم همین روش رو در پیش میگیریم .

چیز خاصی ندارم که بگم .

دیشب با شوشو یه فوتبال دیدم بازی مونث ها بود . خیلی قشنگ بازی میکردن ولی من واقعا از هیکل هاشون بدم اومد . زنی گفتن مردی گفتن .

دقت کردین این چندتا پست اخیر هی شده حرف از خونواده شوشو ؟ بدم میاد دوست ندارم اینجا ازشون بنویسم .

هلیا جون من قبلا سه تار میزدم عزیزم .

اون قبل تر ها یه مشکلی داشتم با این معدم که یه مدتی بود حل شده بود . حالا دوباره منم و اون مشکل معده و حوصله نداشتن برای دکتر ! من زخم معده رو چند سالیه که دارم .

برای سه شنبه وقت دکتر پوست گرفتم . قراره با مامی بریم . نمیدونم برم یا نه . اصلا حسش نیست . از طرفی هم هفته پیش که رفتم پیش دکترم جواب ازمایشامو نشونش بدم یه سری قرص به نام د*یا*ن داد بهم گفت این یکی دوتا جوشی که روی صورتته با اینا خوب میشه و پوستت هم با این قرصا بهتر میشه .... حالا نمیدونم واقعا اینجوریه ؟

 این پست خالی از شور و هیجانمم بزارین به حساب همون  معده دردم .واقعا حال ناخوشی دارم . راستی من صبحا ساعت ۹.۳۰ کارم شروع میشه و معمولا چون فعلا کار خاصی ندارم  ساعت ۲ اینا میرم خونه . اگه میبینین جواباتونو توی اون ساعت نمیدم  دلخور نشین  دوست جونام .

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:9 توسط ملیحه |

2khali.blogfa.com : [],[]-->

با خانه

گروه :

2khali.blogfa.com