امشب میخوام با اقای شوهر راجع به ادامه دادن به وب نویسیم صحبت کنم ..... راستی از امروز بنده به یک خانم محجبه تبدیل شدم از خدای خوبم ممنونم و ازش کمک میخوام فقط خدا کنه زود بیاد دنبالم اخه اصلا حوصله اشو ندارم که وایستم جلو دانشگاه و به همه واسه محجبه شدنم توضیح بدم که چرا محجبه شدم ... اصلا نمیدونم عکس العمل مادر شوهرم و بقیه چیه به احتمال فراوون درشوهرم کلی دعام میکنه و منم از خجالت اب میشم ....... حالا تا پست بعدی منتظر میمونید ؟؟ یادم رفت بگم که کلی دوستای باحال و خوب یافتم از جمله نیوشای عزیزم و زهرا جون و بقیه ..... در اسرع وقت به پیوندام اضافشون میکنم .......... ببینم کسی از ادم برفی خبری نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی ایدم رفت از تموم دوستای خوبم که ازدواجمونو تبریک گفتن تشکر کنم امشب قراره من برم پیش اقای شوهر این سیستم شرکت هم که دیوونه ام کرد بس که کند کار میکنه تا بعد درپناه حق ![]()
...هنوز به اقای شوهر نگفتم
قراره که بیاد دم دانشگاه دنبالم ... فکر میکنم اگه منو اینجوری ببینه کلی خوشحال میشه ..البته الان نمیدونم چی میگه اما انشاا.. تو پستهای بعدی میگم بهتون ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نمیدونم چرا اینقدر خوشحالم جو گرفتم .......![]()
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط ملیحه
|

یک چیزی بگم و برای همیشه برم ......
من و ایمان عقد کردیم و الان زن و شوهریم .
ممنونم از لطف همه ی شما عزیزایی که واسمون دعا کردین .
در پناه حق
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:22 توسط ملیحه
|

|
با خانه گروه : |